خلاصه داستان :
تونجر مدت ها پیش از همسرش طلاق گرفته بود. تونجر دلش برای دخترش تنگ شده بود و به همین دلیل برای دیدن دخترش توبا آمده بود. در همین حال سه هفته مانده بود که طوبا 18 ساله شود. قبلاً توبا باور نمی کرد که تونجر پدرش است. اما تونجر او را به سفری برد که اصلاً انتظارش را نداشت. سفر توسط تونجر برنامه ریزی و فکر شده بود. توبا وقتی در سفر بود بسیار متعجب بود...
Kızım İçin – برای دخترم





