خلاصه داستان :
در مورد دختری کوچک است که شیطان روح او را تسخیر نموده. دختر کوچک که گل نام دارد با مادرش ایتن زندگی میکند و بعد از جشن تولدش کارهای عجیبی از او سر میزند. ایتن که فکر میکند دخترش مشکل روانی دارد از دکتر ها و روانشناسان کمک میگیرد اما بیفایده است. و به این خاطر فکر میکند که شیطان به دخترش مسلط شده است. و به این دلیل از دکتر تورول بیلگه کمک میخواهد. و تورول که میبیند به تنهایی از عهده این کار برنمیآید از شخص دیگری برای نجات دختر از دست شیطان کمک میخواهد. واین دو سعی در نجات دختر بچه دارند.





