خلاصه داستان :
پس از مرگ عصمت، خانواده او و مردم ساکن در شهر در محل تشییع جنازه جمع می شوند. با وجود اینکه شیخ می فرمایند جنازه را تا نماز عصر باید دفن کنند، اما وقتی برادر بزرگتر عصمت دیر کرده نمی توان جنازه را برگزار کرد. در این میان بحث ارث باعث سردرگمی می شود. آمدن فرزند عصمت از یک زن دیگر به مراسم خاکسپاری کار را برای او سخت می کند.





