خلاصه داستان :
زندگی علی همه چیزش زیر و رو می شود وقتی علی که در داروخانه کار می کند، زنی را می بیند که از در عبور می کند. چون زن کسی نیست جز عذرا ک علی از کودکی عاشقش هست . اما مهارت های آنها در این زمینه محدود است. او در ناامیدی خود به طور اتفاقی با تبلیغی در اینترنت برخورد کرد: "ذهن مربی زندگی" و فرد خوش شانس برای استفاده از تخفیف انتخاب شد! شاید یک مربی زندگی زندگی خود را به مسیر اصلی بازگرداند و بتواند عشق زندگی خود را ملاقات کند. از سوی دیگر، زهنی و دستیارش که در حرفه خود خوب عمل نمی کنند، آستین ها را بالا می زنند تا با آمدن مشتری جدید، دوباره حرفه خود را احیا کنند. وقایع خندهدار همدیگر را دنبال میکنند، زیرا آنها سعی میکنند از تکنیکهای خلاقانه برای تغییر زندگی علی استفاده کنند.





