خلاصه داستان :
درین (مروه نور بنگی)، نویسنده جوان، در حال خوشگذرانی در یک مهمانی در آلاچاتی با مردی به نام مته (جاویت چتین گونر) است که ناگهان خبر مرگ پدرش را دریافت می کند. درین و مته که هنوز اسم همدیگه را نمیدانند با هم و در پیِ این خبر عازم سفری جسمی و روحی به سمت استانبول میشوند. درین که قبل از از دست دادن پدرش رابطه بسیار شیرینی با پدرش داشت، وقتی به مجلس ترحیم می رسد با پدرش به شکلی خیالی صحبت می کند. درین که زندگی اش پیچیده تر شده، روزی که پدرش را از دست می دهد عاشق می شود و از طرفی با پدرش گفتگوهای خیالی را آغاز می کند که داستان را رقم خواهد زد.
چگونه این خلاَ را پر کنم؟ – چگونه این فضا را ساختم – Ben Bu Boşluğu Nasıl? – چگونه می توانم این شکاف را دریافت کنم؟ – چگونه این شکاف را بدست بیاورم؟





