اوغور و باریش از بچگی دوست هستند.اوغور توی دی وی دی فروشی ای که داییه باریش براش باز کرده کار میکنه.اوغور که عاشق خواهر انگین هست با اینکه میخواد با لیلا ازدواج کنه اما زندگیه مستقلی نداره.از اونطرف پسرداییه باریش،لیلا میخواد زودتر ازدواج کنه.اما مشکلات باعث میشه یواشکی همو ببینن.در این حین با نقشه ای که باریش کشیده یه فیلمی میخوان درست کنن که اوغور و لیلا نقش اصلی هستن.به کمک نیاز داشتن که با کارگردان بورا و سناریونویس هالوک که سابقه طولانی دارن همکاری میکنن. بورا بخاطر بی رحم بودن صنعت فیلمسازی اینکارو رها کرده و به نقاشی رو اورده.هالوک هم بخاطر تصادفی که داشته سناریونویسی را کنار گذاشته و قدرت گذران زندگی را ندارد.با اینکه هر یکی از افراد تیم مشکلاتی دارن برای انجام رویای اوغور دست بکار میشن.اما سخت بودن فیلم سازی را بعد از طی مقداری از کار متوجه میشن. در این حین خبر ازدواج لیلا وضعیت رو بدتر میکنه.هالوک و بورا برای قانع کردن انگین و گرفتن پایان خوش فیلم اوغور و لیلا دست بکار میشوند.
Böcek





