خلاصه داستان :
استان مردی را روایت می کند که در حال تلاش برای یافتن گنج، خود را در یک ماجرای بزرگ می بیند. لونت پس از تلاش زیاد به گنج می رسد. با این حال، این گنج متعلق به جن است. با کشف گنج، شیطانی که از یک دیو نازل شده، مصطفی پسر لونت را تعقیب می کند. لونت در تلاش برای نجات پسرش از این وضعیت، به توصیه یک هوجا با آیسل آشنا می شود. برای اینکه آیسل بتواند مصطفی را از این کار نجات دهد، باید جسدی پیدا کنند تا جن آلوده را زندانی کند. پس از آن، لونت. علی را که از پسرش نگهداری می کند، به او نشان میدهد و آنها شروع به طرح ریزی می کنند.
شیطان مالک تاریکی





