خلاصه داستان :
آتش جهانگیرلی و یاغوز طوفانعلی دوتا دوست صمیمی هستند. آتش با آرزوی بازیگر تئاتر شدن درحال زندگی است، یاغوز هم راننده تاکسی می باشد که به دنبال انتقام قتل برادرش بخاطر مواد مخدره، می باشد.زندگی کسی که همش با ناحقی روبرو میشود که به همین خاطر همش سرش توی دردسر می افتد یعنی آتش می باشد،زمانیکه با دختری که بخاطر ازدواج اجباری به استانبول فرار میکند پایان همه چیز را تغییر می دهد.





