گروهی از دانشگاه برای شرکت در یک پروژه فرهنگی جمع می شوند. شش دوست دانشگاه برای پروژه های میراث فرهنگی که توسط معلمانشان داده می شود در یک گروه قرار گرفتند. مطالعات در بعضی از مناطق فرهنگی مانند تروی ، گوریم و پاموکاله انجام خواهد شد. استاد این شش نفر رامخصوصا به مکان تاریخی صفرا بولو میفرستد، اتفاق بدی برای این گروه میفتد،در راه رسیدن به صفرا بولو ماشین خراب میشود و یک راننده جرثقیل سر راهشان سبز میشود ولی آدم خوبی به نظر نمیاید. این فرد که کم حرف است و به طور مرموز اطراف را تحت نظر دارد این جوان هارو میترساند. لغو رزرو هتل یکی دیگر از بدشانسی های این گروه است و دیگر جایی برای ماندن پیدا نمیکنند. به یک عمارت میروند تا انجا بمانند در حالی که از قبل برنامه ریزی شده تا به این عمارت برده شوند. اول همه چیز خوب پیش میرود ولی هر قدر ساعت به نصف شب نزدیک میشود اتفاقت عجیبی رخ میدهد





