خلاصه داستان :
فاطما ، معلول مادرزادی جسمی و روحی ، که مورد آزار توسط پسرعموی خود قرار می گیرد ،پس از مدتی می فهمد که باردار است. برای فاطما که مادر و پدر خود را در بدو تولد از دست داده ، این نوزاد به امیدی تبدیل می شود که به تنهایی او پایان دهد. عموی فاطما، رجب ، که نمی خواهد کودک به دنیا بیاید ، او را کتک میزند و جنین را سقط میکند. این واقعه برای فاطما فاجعه بار است و از سونگول ، مامای خوددرخواست کمک می کند. سونگول برای کمک به فاطما ،به دعوت هوددام(طلسم) میپردازد و با هزینه شخصی خود مراسم را انجام می دهد و کودک را باز می گرداند. بازگشت این کودک ، پایان تنهایی فاطمه خواهد شد ، و کسانی که این بدی را کردند، کابوسی بزرگ خواهند داشت.
هدام – هودام – حدام – حودام- Hüddam – هوددام





