خلاصه داستان :
مروه که در کودکی از طرف خاله اش به علت حسادت دعایی شده بود زندگی اون کابوس شده بود. مروه با اوزان آشنا میشود و ازدواج میکند . بعد از مدتی خاله مروه از دنیا می رود و فاطما مادر مروه برای خواندن وصیت پدرش و انجام آخرین وظیفه اش مروه به خانه که در آن جنازه هست میفرستد. مروه که نمی خواهد برود یا باید برود یا دیگر مادرش را نخواهد دید و .....
Semur: Şeytanın Kabilesi





