خلاصه داستان :
وقتی زمان پرداخت بدهی میشود، پس از مدتها کتک خوردن،در جستجوی راهحل طبیعتاً باید به غیرقابل تصورترین ایدهها میرسند. وقتی سه پسر خاله احمق با شخصیت های مختلف دور هم جمع می شوند و یک فروشگاه CD-DVD باز می کنند، . یکی از این پسرخاله ها، سرکان سالها آرزوی مخترع شدن در سر دارد. تانکوت با نقش آفرینی مانند یک مرد جوان به دنبال رفع نیاز این موضوع در کشور است، از سوی دیگر نجو پسر خاله ای است که به زنان علاقه زیادی دارد و همچنان نسبت به دیگران بالغ و منطقی تر رفتار می کند. در حین باز کردن مغازه از شخصی به نام سلیمان پول قرض می کنند و وقتی نمی توانند پول بدهند به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. علاوه بر این، برای پرداخت بدهی خود مهلت می گیرند، .
پسرخاله





