خلاصه داستان :
داستان مردی است که به ناحق دستگیر شد و مجبور شد سال ها در زندان بماند بدون اینکه بتواند دردسرهای خود را بگوید. اردم که متاهل است و یک فرزند دارد، از طریق آرایشگری امرار معاش می کند. یک روز، اردم با دوست دوران سربازیش احمد ملاقات می کند و قول می دهد که با او به کافه برود. با این حال، احمد یک فروشنده مواد مخدر است و تلفن های او شنود می شود. اردم که توسط پلیس شعبه مواد مخدر به ظن همکاری با احمد دستگیر شده است، سعی می کند بی گناه بودنش را توضیح دهد، اما نمی تواند کسی از جمله همسرش را قانع کند...





