خلاصه داستان :
در مورد یک قاتل زنجیره ای است که بخاطر اینکه نمیتواند حرف«ح» را تلفظ کند، کسانی که نامهایشان با ح شروع میشود را میکشد. «خیرالدین» و «حیاتی» دو کشاورز تراکیایی هستند که در یک روستا زندگی می کنند و قاتل زنجیره ای آنها را به عنوان قربانی انتخاب میکند. یک روز آنها خود را در زیرزمین خانه ای روستایی ناشناخته ای پیدا میکنند و با پخش صدای قاتل از اسپیکر که میگوید: "بازی واقعی اینطور است." خود را وسط بازی میبینند.





