خلاصه داستان :
سلجوک و زینب تو دانشگاه عاشق هم شدن و تو جوانی با هم ازدواج کردن.سلجوک چون بیش از حد غیرتی بود نذاشته زنش کار کنه.سلجوک بعد از مدتی از رابطه خسته شده و میخواد ازش جدا بشه.زینب با شوهری که دیگه بهش اهمیت نمیده جدا میشه و خونه و ماشین و با ۴هزار لیرا حقوق ماهانه طلاق رو قبول میکنه.سلجوک برای اینکه زودتر جدا همشو قبول میکنه و طلاق میگیره.
AANLATIRSAM AŞIK OLURUM





