خلاصه داستان :
خانواده آر که ۲۵ سال پیش بچه شون گم شده ، تاریک رو که تازه به آپارتمانشون اسباب کشی کرده مثل بچه خودشون تصور میکنن . تاریک هم که از بچگی تا حالا در حسرت خانواده مونده از این وضعیت خیلی راضی است . بعد از اینکه تاریک زنش یونجا رو از دست میده هم خانواده آر به تاریک کمک زیادی میکنن و …





