خلاصه داستان :
برادر بزرگتر قهرمان و دوست برادرش، هالیت، زندگی مشترکی در فقر دارند، اما خودکفا هستند. تنها امید آنها برای برون رفت از این بحران این است که قهرمان درس بخواند و در زندگی هدف داشته باشد. زندگی این سه نفر که علیرغم فقر به نوعی توانسته اند شاد و خوش بین بمانند، وقتی متوجه می شوند که قهرمان سرطان دارد، به طور غیرقابل برگشتی متزلزل می شود. آخرین آرزوی قهرمان در زندگی اش تلویزیون است. خرید تلویزیون برای او اکنون تنها هدف دوتایی باقی مانده خواهد بود.





