شرزان اوغلوها یکی از قدیمیترین و قدرتمندترین قبایل در ماردین هستند. در طول سالها، ثروت و نفوذ انباشتهشدهی آنها، آنها را به یکی از برجستهترین خانوادهها نه تنها در منطقه، بلکه در تمام ترکیه تبدیل کرده است. اما در پشت این امپراتوری، اسرار تاریکی، زخمهای عمیق و زندگیهای از هم پاشیده نهفته است. پسر بزرگ خانواده، یامان شرزان اوغلو، برخلاف پدرش، شیهموز، مردی عادل، پایبند به اصول و دلسوز است. یامان با زنی ازدواج میکند که پدرش او را تأیید نمیکند و به همه چیز پشت میکند. با این حال، فشارها و دسیسههای پدرش، ازدواجی را که بر اساس عشق بنا نهاده بود، از هم میپاشد و او را مجبور به ازدواج دیگری میکند که شیهموز آن را تأیید کرده است. سالها بعد، یامان متوجه میشود که از همسر اولش یک دختر دارد. همانطور که او در جستجوی عشق و فرزند سابقش است، یک تصادف وحشتناک همه چیز را تغییر میدهد. یامان حافظه خود را از دست میدهد، همسر سابقش زرهون ناپدید میشود و دخترشان حیات در میان ویرانیها رها میشود. ناپدید شدن مرموز زرهون، ورود حیات به عمارت شرزانوغولاری و رازهای مدفونشدهای که یکی پس از دیگری آشکار میشوند، زنجیرهای برگشتناپذیر از وقایع را در خانواده آغاز میکنند. هر راز، درگیری جدیدی را به همراه دارد و هر رویارویی، خاطرهای فراموششده را آشکار میکند.






