خلاصه داستان :
گلی و کمال در کارخانه ریسندگی عاشق هم میشوند اما پدر و برادر گلی اجازه ازدواج با کمال را به او نمیدهند و خواستار ازدواج او با رمضان خواهرزاده زاده صاحب کارخانه هستند گلی از ازدواج با رمضان امتناع میکند اما بشدت مورد ضرب وشتم برادر و پدرش قرار میگیرد کمال که از این موضوع اگاه میشود قصد دارد تا با گلی فرار کنند به خانه گلی میرود و ...
Hanimin Çiftligi





