خلاصه داستان :
داستان مردی بهنام بیون موجین که با گئوم ئه یون ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دختر شدند. در طول زندگی مشترکشان، بیون موجین مشاغل مختلفی را امتحان کرد، اما در همه آنها شکست خورد. خانوادهاش از او خسته شدند برای همین با او قطع ارتباط کردند، حالا پس از گذشت یازده سال...





